قالب پرشين بلاگdownload

دلفین
آرزوی ما رضایت شماست
نويسندگان
محمد کلانتری

جانم فدای میهن

به آتوسا دختر کورش گفتند : مردی پنج پسرش در راه ایران از دست داده و در رنج و سختی به سر می برد و هر کمکی به او می شود نمی پذیرد دختر فرمانروای ایران زمین با چند بانوی دیگر به دیدار آن مرد رفت خانه ایی بی رنگ و رو می بیند که گویی طوفانی بر آن وزیده است پیرمردی که در انتهای خانه بر صندلی  چوبی نشسته است پیش می آید و  می گوید خوش آمدید

آتوسا می گوید شنیده ام پنج فرزندت در جنگ شهید شده اند و آن مرد می گوید همسرم هم از غم آنها از دنیا رفت

آتوسا می گوید میدانم که هیچ کمکی از طرف ما نمی تواند جای آنچه را که از دست داده ای بگیرد اما خوشحال می شویم کاری انجام دهم که از رنج و اندوهت بکاهد

پیرمرد گفت اجازه دهید به سربازان ایران در باختر کشور بپیوندم

می خواهم برای ایران فدا شوم . آتوسا چشمهایش خیس اشک می شود و به همراهانش می گوید در وجود این مرد لشکری دیگر می بینم

دو ماه بعد به آتوسا خبر می دهند آن پیر مرد مو سفید هم جانش را برای میهن از دست داد

آتوسا چنان گریست که چشمانش سرخ شده بود . او می گفت مردان برآزنده ایی همچون او هیچگاه کشته نمی شوند آنها آموزگاران ما هستند.

پایان

 




 
 
دنبالک ها: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=143971،  
[ سه شنبه 25 آبان 1389  ] [ 1:28 PM ] [ محمد کلانتری ]
نظرات 0

ثروت کوروش

 

 

زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.  سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید. مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مال های گردآوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود. کورش رو به کزروس کرد و گفت: ثروت من اینجاست. اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید نگران آنها بودم. زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پول هایی که مبادا کسی آن را ببرد.

پایان

 




 
 
دنبالک ها: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=143971،  
[ دوشنبه 24 آبان 1389  ] [ 11:50 PM ] [ محمد کلانتری ]
نظرات 0

یک ایرانی

یک ایرانی وارد بانکی در نیویورک شد . نزد کارشناس بانک رفت و گفت برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را دارد و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار دارد. کارشناس نگاهی به ظاهر و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به وثیقه و ضمانت دارد . مرد هم سریع دستش را در جیبش کرد و کلید ماشین فراری جدیدش را که جلوی در بانک پارک کرده بود به کارشناس داد . رئیس بانک هم پس از تطابیق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام او آن هم فقط برای دو هفته موافقت کرد. کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گران قیمت را گرفت و ماشین را به پارکینگ بانک در طبقه پایین انتقال داد. مرد بعد از دو هفته همان طور که قرار بود برگشت و 5000 دلار را به علاوه 86/15 دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت : از این که بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم. ما کنترل کردیم و معلوم شد که شما یک میلیونرید . سوالی که برای ما پیش آمده این است که با این همه ثروت چرا به خودتان زحمت دادید که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟

آقای ایرانی نگاهی به کارشناس کرد و گفت : تو فقط به من بگو کجای نیویورک می توانم ماشین 250 هزار دلاری را برای 2 هفته با اطمینان خاطر و فقط با 86/15 دلار پارک کنم؟

پایان




 
 
[ شنبه 22 آبان 1389  ] [ 9:05 PM ] [ محمد کلانتری ]
نظرات 2

بازی دانشمندان

همه ی دانشمندان دور هم جمع میشوند و تصمیم می گیرند که قایم باشک بازی کنند.

بعد از 10 – 20 – 30 – 40 - ... اینشتین کسی است که باید چشم بگذارد.

او باید تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن کند. همه به قایم شروع به قایم شدن می کنند به جز نیوتون. نیوتون فقط یک مربع  یک متری روی زمین می کشد و داخل آن روبروی اینشتین می ایستد . اینشتین می شمرد : 1 – 2 – 3 ... 97 – 98 – 99 – 100 . او چشمانش را باز میکند و می بیند که نیوتون رو به رویش ایستاده است. اینشتین می گوید : سک سک نیوتون!!

نیوتون انکار می کند و می گوید : نیوتون سک سک نشده است. او ادعا می کند که نیوتون نیست.

تمام دانشمندان بیرون می آیند تا ببینند که او چگونه ثابت می کند نیوتون نیست. نیوتون می گوید : من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ... این باعث می شود من بشوم نیوتون بر متر مربع! چون یک نیوتون بر متر مربع معادل یک پاسکال است من پاسکالم. پس سک سک پاسکال!!!

پایان

 




 
 
[ شنبه 22 آبان 1389  ] [ 5:33 PM ] [ محمد کلانتری ]
نظرات 1

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

سلام بازدید کننده گرامی امیدوارم این وبلاگ بتواند در آینده نظر شما را به خود جلب کند لطفا ما را از نظرات سازنده خود محروم نفرمایید.
آمار سايت
کل بازديد : 9054 نفر

كل مطالب : 19 عدد

كل نظرات : 8 عدد

تاريخ ايجاد وبلاگ :
دوشنبه 17 آبان 1389 


آخرين بروز رساني : سه شنبه 11 مرداد 1390